تبلیغات
آنای طبیب - صبرت که تمام شد ، نرو !! معرفت تازه از آن لحظه آغاز میشود .

زخمهایت را پنهان کن.. آدمها عجیب با نمک شده اند !!!


Admin Logo
themebox Logo




تاریخ:پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393-03:55 ق.ظ

نویسنده :آنا

صبرت که تمام شد ، نرو !! معرفت تازه از آن لحظه آغاز میشود .

میخواستم دنیای مجازی کوچکم بعد از 92 یک نوشته ی شروع داشته باشد.. شگون ندارد پایان محض !!

پایان !! تمام !! این روزها خیلی فکرم درگیرش بود !! درگیر همین چند حرف !! که از دو زاویه میشود دیدیش !! که این هم باز درگیر مساله ی نسبیت  شده !! یا شاید من خیلی ساده بین بوده ام ؟!!

یک وقتهایی هست که وقتی میگویی " تمام"  انگار رها شده باشی ، انگار مجذوب بزرگترین نعمت هستی باشی ، مثلا :

مشق تمام / کار تمام / دانشگاه تمام / بخش تمام / استاد تمام / راند تمام / مورنینگ تمام / امتحان پایان بخش تمام / کشیک تمام / پایان نامه تمام / طرح تمام /  جاده تمام / درد تمام / رنج تمام / بیماری تمام / جنگ تمام / فقر تمام / حادثه تمام / حسد تمام / جنایت تمام ....

اما از آنکی زاویه اش که ببینی ، باید یک دستمال بگیری دستت و آماده هق هق باشی ، مثلا :

مهمانی تمام / تولد تمام / خواب تمام / عید تمام / سفر تمام / سی پی ار تمام / نبض تمام / نفس کشیدن  تمام / راه رفتن تمام / دیدن تمام / پدر بزرگ تمام / عشق تمام / رابطه تمام...

حالا من ته جاده ی چند تا از این تمام شده های خوب و بد ایستاده ام و ذهن نامردم مدام فلش بک میزند به اول راه ، به دانشگاه ، به پزشکی و عشقم به این حرفه ، به تمام دوستهام ، به کشیک ها ، به استرس مورنینگ ها ، به رابطه ، به تمام چیزهایی که از دست رفت و تمام چیزهایی که حاصل شد !! حالا عین آدمهای گیج یک دست دستمال گرفته ام و نصفه ی لب دیگرم تبسم است !! این دوگانگی ها یک روز مونگلم میکند ، خودم میدانم !!!

قرار بود از شروع بنویسم ، همه اش شد تمام تمام که ، شگون ندارد !! به هر حال به یک نکته ی تکراری و کاملا کلیشه ای رسیده ام بعد از این همه تعقل !! که بعد از هرغروبی یک طلوع هست ، بعد از هر سختی راحتی ، بعد ازهر پایان یک سر آغازو.. خلاصه از همین حرفها که درونش هم امید هست هم توجیه هم روشنایی هم کلیشه !!!

                           گر مرد رهی غم نخور از دوری و دیری/ دانی که رسیدن هنر ...

اومدم بگم تو هم اگه مثه من فک میکنی ته همه ی تمام شده هایی ، بیخیال بابا ، پاشو ، زشته ، ازت توقع داره بالاسری ، خودشم حل میکنه همه چیو ، بشین رو تابشو بذار خودش هولت بده ، چشاتوهم ببند و بگو " من به دستهات اعتماد کردم ، منو محکممم بغل کن ".. بعدش فقط ببین چی میشه ، هرچی شد بهش شک نکن ، درستش میکنه  !!

گر مرد رهی میان خون باید رفت / از پای فتاده سرنگون باید رفت / تو پای به ره بنه دگر هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت    

تمام !!

 

شـــــــــــــــــــروع !! :)



نظرات() 
شیدا
شنبه 14 تیر 1393 03:09 ب.ظ
آناااا من فک کردم دیگه رفتی و نمینویسی.. وای خیلی خوشحال شدم.. خدا رو شکر.. :)
پاسخ آنا : Hast am azizam
آتش
یکشنبه 4 خرداد 1393 10:18 ب.ظ
سلام
می بینم كه خستگی قلمتون در رفته
و اعلام آمادگی می كنه كه پست جدیدی
را بنویسه . درسته ؟
پاسخ آنا : سپاس بینهایت
×بــانــو!
سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 09:08 ب.ظ
به سلااااااامتی عزیزم
ایشالا شروع خوب برای تمام کارای دیگه ت باشه مهربونم :*
پاسخ آنا : فدای مهربونیات فرشته ی آسمونی من
آتش
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393 07:47 ب.ظ
درود بسیار
و ممنون كه تشریف آورید
لطف كردید . سپاسگزارم
پاسخ آنا : وظیفه بود
شنگین كلك
جمعه 26 اردیبهشت 1393 01:39 ق.ظ

سلام و عرض ادب
این یك دعوتنامه رسمیست از جانب شنگین كلك كه از شما دعوت می كند تادر مراسم جشن تولد وبلاگ "شنگ" به آدرس http://DideNo.blogsky.com
شركت فرمایید . دوستان ، آشنایان ، اقوام ، مهربان همسر
و همه كودكانتان نیز دعوتند .
پاسخ آنا : مبارک استاد
tecton
جمعه 26 اردیبهشت 1393 12:28 ق.ظ
سلام. پس تو تمام شدی! من هنوز تمام نشدم. شاید شهریور تمام شوم.
پاسخ آنا : چرا نمیتونم وبتوبازکنم زهرا؟
آتش
سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 01:25 ب.ظ
سلام و درود
و عیدتان مبارك باشه
پاسخ آنا : عیدشماهم بسی مبارک
آتش
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 10:32 ق.ظ
خوب ما این پست را شروع 92 محسوب
می كنیم . چه شروع پر امیدی و چه
آغاز زیبایی بع از پایانهای متعدد
دلتان شادمان
دستتان پرتوان
قلمتان روان
پست هایتان بیكران
پاسخ آنا : مرسی بابت دلگرمی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.