تبلیغات
آنای طبیب - یک گزارش عاشقانه

زخمهایت را پنهان کن.. آدمها عجیب با نمک شده اند !!!


Admin Logo
themebox Logo




تاریخ:دوشنبه 22 آبان 1391-03:16 ب.ظ

نویسنده :آنا

یک گزارش عاشقانه

باید با مریض آی سیو میرفتم اکو ، بیمارم آقای 64 ساله ای بود با آنوریسم ها متعدد توی مغز + آنوریسم شکمی !! از در آی سیو که خارج شدیم پسر بیمار گفت " بابا مامان اومده ببینتت !" بعدنفهمیدم چی شد که یه خانوم مسن خودشو به تخت رسوند و شروع کرد دست و پیشونی و گونه بیمار رو بوسیدن و اشک ریختن ، شما منو تصور کنید مات و مبهوت !! دختر بیمار که احتمالا علامت تعجب بالا سرمو دید گفت "مادرمه،همسر بیمار!!"،شما هنوز منو مات و مبهوت تصور کنید با یه لبخند مبهوتانه !!!تو سالن انتظارهمسر کماکان قربان صدقه شوهرش میرفت و شوهر بغض کرده بود و من هم مثلا مسول آرامش دادن به جو عاشقانه محیط بودم با همان حالت مبهوت و دختر هم کماکان لبخند بروی من !! عاقبت اون همه محیط عاشقانه و جریان 600 ولتی عشق با رسیدن به آ سیو ختم بخیر شد،اما بهت من هنوز هم ادامه داشت !!

آنچه تمام مسیر فکرمو مشغول کرده بود این بود که اونچه با چشمام دیدمحقیقت داشت ؟! یعنی " هنوز هم هستند زن و شوهری اینقدر عاشق اون هم بعد از گذشت این همه سال؟!"؟؟؟؟



نظرات() 
فانوس
پنجشنبه 1 فروردین 1392 10:57 ب.ظ
الهیییییییییییی....
منم بدجور احساساتی ام!
منم انشاالله امسال میرم بیمارستان..
شیدا
یکشنبه 5 آذر 1391 08:42 ب.ظ
دیگه در این حد هم تعجب نداشتا!!!
پاسخ آنا : باس بودی و از نزدیک میدیدی :))
یازار
دوشنبه 29 آبان 1391 05:11 ب.ظ
خوشا به سعادتشون
اِمیکا
شنبه 27 آبان 1391 01:58 ق.ظ
خدارو شکر چشمت به جمال چنین صحنه ای روشن شد، دکی جون
یک دانشجوی پزشکی
سه شنبه 23 آبان 1391 11:14 ب.ظ
ای جان
شیدا
سه شنبه 23 آبان 1391 09:37 ب.ظ
دختری در همین حوالی
سه شنبه 23 آبان 1391 07:08 ب.ظ
آخـــی چقدر قشنگ، این موارد واقعاً نادرن...
ایرمان
سه شنبه 23 آبان 1391 12:33 ق.ظ
کیس ریپورتش کن!
MJ
دوشنبه 22 آبان 1391 07:36 ب.ظ
كافیه چشماتو خوب باز كنی!
همین!

راستی، این كد امنیتی كه این پایین نوشته و باید وارد كنم دقیقا كد كارتهای عابر بانكمه!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.