تبلیغات
آنای طبیب - ذهن گرفتار من

زخمهایت را پنهان کن.. آدمها عجیب با نمک شده اند !!!


Admin Logo
themebox Logo




تاریخ:دوشنبه 19 تیر 1391-12:36 ب.ظ

نویسنده :آنا

ذهن گرفتار من

بخش اطفالیم این روزها ! دنیای دیگریست ، فرشته های زمینی شیطان و جیغ جیغو که بلا استثنا دچار فوبیای روپوش سفید هستند و همین باعث میشود ما از ترس گریه شان به بای بای و شکلک در آوردن برایشان اکتفا کنیم تا بالاخره بشود یکجوری سرشان شیره مالید و یک معاینه ی خیلی ساده انجام داد !! توی بخش NICU یک عالمه نی نی کوچک و شکستنی میبینی که حتی میترسی روی پوستشان که دست میکشی پاره شود، یک جورایی اینجا خدا را هرلحظه میشود دید ! تمام اینها به کنار ، همین بخش نوزادان فکر کنم در تمام دنیا تنها جایی باشد که نوزاد به اسم مادرش شناخته میشود ، مثلا "نوزاد پسر مینو کریمی "، من هم که فیمینیست ، با این قسمتش حسابی سرحال آمده ام !! اتند های نوزادانمان هم همگی خوش اخلاق و گوگوری مگوری ! دارد قلقلکم میدهد رشته ی اطفال ، بعد از قلب البته!

فکرم این روزها اساسی درگیر است ، ترس از اینترنی میان تار و پود ذهنم به طرز وحشت آوری رخنه کرده ، کابوس اینترنی و کشیک و مورنینگ و واشینگ ها یک طرف ، تلاش برای پزشک خوب شدن طرف دیگر ، فقدان حتی یک روز فرجه ی خشک و خالی برای پره انترنی شهریور هم قوز بالا قوز !! امتحان اطفال و امار و بخش هم که دیگر هوچ !!

اتند مهربان اطفالمان پای شوخی رو امروز باز کرده بود که چه خبره این همه مهریه ی بالا !! میگفت مهر دختر خودش 12 سکه و یک شاخه نبات بوده ، میگفت شما پزشکید همین کلی ارزش و احترام میاره ، ارزش شما با مهرهای سنگین نیست ، این جواب یکی از دوستانم بود که میگفت مهر کم ارزش دختر را پایین می آورد !! یکی دیگر از بچه ها میگفت : مردی که حاضر شد زیر بار مهریه ی سنگین برود میشود رویش حساب باز کرد ، همین جا بود که یکی از پرستارها گفت " هنوز زندگی نکرده ای تا بفهمی اصلا به این چیزها نیست عرضه ی مرد" !!

خلاصه ما یک طرف ذهنمان درگیر این فرشته های شکستنیست ، یک طرف درگیر امتحان پره انترنی ، یک طرف هم که امروز درگیر مهریه شدیم خراب !! نظر شما رو دوست دارم بدونم !!!؟

میخوانمتان فعلا بی صدا ، شاد شاد باشید ، التماس دعا در حد بوندس لیگا ! :)



نظرات() 
محمد
پنجشنبه 20 مهر 1391 05:25 ب.ظ
سلام
وبلاگت بد نیس
حالا دوس داشتی یه سرم به من بزن
mahsa
دوشنبه 10 مهر 1391 11:27 ق.ظ
در و همسایه ها بدوئین بیاین وبم کمک لازم دارم
edris
یکشنبه 9 مهر 1391 07:54 ب.ظ
شکنجه در الهیات بکار برده می شود نه در ریاضیات، چون ریاضیات با علم سروکار دارد نه با عقیده.
برتراند راسل
شنگین كلك
جمعه 24 شهریور 1391 04:30 ب.ظ
درود بسیار
با اطفال یا بی اطفال
امید كه هركجا هستید
شاد و سلامت باشید
انلال
پنجشنبه 23 شهریور 1391 04:36 ب.ظ
پره هم که تموم شد ورودتون رو یه انترنی تبریک میگم
شیدا
چهارشنبه 1 شهریور 1391 02:09 ب.ظ
روزت مبارک آنای طبیب..
خوش خطه!!!
چهارشنبه 1 شهریور 1391 01:45 ب.ظ
روز پزشک مبارک
آناهیتا
چهارشنبه 1 شهریور 1391 12:21 ق.ظ
سلام دوست عزیز
روز پزشک مبارک
رضا سپه وندی
سه شنبه 31 مرداد 1391 03:01 ب.ظ
نگارشت باحال و دل نشین بود
مامان دکتر :))
راستی خیلی خوشم اومد
خوشحال میشم توی وبم ببینمت
سارا
جمعه 27 مرداد 1391 06:42 ب.ظ
مهریه های زیاد مثل تاریخ تولد یا تاریخ ازدواج و...مد شده ولی به نظر من برابری حقوق زن و مرد (حق تحصیل، حق خروج از کشور، حق کار، حضانت فرزندان و اینکه زوج تا زمانی که با زوجه زندگی می کند اجازه ازدواج مجدد نداشته باشد و کلا هر حقی که مرد در زندگی دارد زن هم داشته باشد )مهمتر از مهریه های بالاست
در امتحان و زندگی موفق باشی
ترلان
پنجشنبه 19 مرداد 1391 02:05 ب.ظ
سلام.در مورد مهریه من خیلی فکر کردم..به نظرم خیلی بی معنیه..اگر هدیه ای قراره به زن داده بشه همون اول باید بدن. به نظر منم به این حرفا نیست زندگی.
دختری در همین حوالی
یکشنبه 15 مرداد 1391 05:14 ب.ظ
هلیا
شنبه 14 مرداد 1391 04:19 ب.ظ
ادم باید بدونه طرفش چه جور ادمیه بعد راجب مهریه تصمیم بگیره
ربولی حسن كور
شنبه 7 مرداد 1391 02:37 ق.ظ
سلام
قبولی تون توی پره رو من تضمین میكنم
اما خودمونیم واشینگ واقعا باحال بود
حمید
چهارشنبه 4 مرداد 1391 11:09 ق.ظ
متشکرم دوست من.
پست خوبی بود.
ممنون
فعلا تا بعد...
آناهیتا
سه شنبه 3 مرداد 1391 02:03 ق.ظ
سلام
سپاس به خاطر لبخندی که روی لبانم نشاندی
التماس دعا
.
دوشنبه 2 مرداد 1391 11:05 ق.ظ
نوشت های یک ملانکولی
http://melancholiaa.blogsky.com
حمید
جمعه 30 تیر 1391 01:47 ق.ظ
مرسی
جالب بود
موفق باشی دوست من.
بازم سر میزنم.
مهکامه
پنجشنبه 29 تیر 1391 05:31 ب.ظ
بعضی قلمارو خیلی دوس دارم
مث قلم شما
لینکت می کنم که بیام باز واسه خوندنت
شیدا
سه شنبه 27 تیر 1391 01:41 ب.ظ
بخش اطفال غم انگیز نی؟ دیدن کوچولوهای مریض.....
من میگم مهریه 14 تا سکه و مقادیر دلخواه بوسه!!
وقتی مهریه اتو میبری بالا انگار داری واسه خودت قیمت میذاری خودتو یه کالا میدونی که میخوان بخرنت در واقع ارزش خودتو میاری پایین.. تو زندگی آرامش و خوشبختی مهمه که خریدنی نیست..
من با اون پرستاره موافقم!
آنا جون حالا خبریه؟! درگیر مهریه شدی!!!
هانیه
شنبه 24 تیر 1391 08:52 ب.ظ
من چرا وقتی بچه بودم از دکتر و پرستار نمیترسیدم بر عکس دوستشونم داشتممهریه نه کمش خوشبختی میاره نه زیادش مهم اینه که دو خاونده هم سطح هم باشن و ایمان و اخلاقاشون با هم جور باشه
اشنا
جمعه 23 تیر 1391 04:16 ب.ظ
بشدت سلام
دختری در همین حوالی
پنجشنبه 22 تیر 1391 05:43 ب.ظ
آخی چه بخش شیرینی البته فکر کنم دیدن این کوچولوها که مریضن همونقدر که شرینیه تلخ هم باشه...
نه کم رو قبول دارم نه زیاد، وسطش را میگیریم خواهر!
سوگل
چهارشنبه 21 تیر 1391 11:22 ق.ظ
شما اکسترنی انا جون ؟!
استرس گرفتم با پستت ، برم درسمو بخونم !
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.