تبلیغات
آنای طبیب - توده های فضاگیر

زخمهایت را پنهان کن.. آدمها عجیب با نمک شده اند !!!


Admin Logo
themebox Logo




تاریخ:دوشنبه 28 آذر 1390-01:20 ق.ظ

نویسنده :آنا

توده های فضاگیر

حکایت من شده حکایت دختری که هی میخواست آپ کند و هی نمیشد !! ( حکایت معروفیست ، نشنیدین؟؟!) از تصمیم راسخ مدیر گروهENT مبنی بر تجدید دوره ما بگیر ، تا تهدیدهای لولو وارانه ی مدیر گروه جراحی برای حضور راس ساعت 7 مان توی بخش و سر ویزیتها !!! خلاصه ما سرمان شلوغ بود حسرت خوابمان هم جور ، اما گفتیم بزنیم توی گوش شیطان حکایت فوق و رخ بنماییم !!

اصلا این بخش جراحی از آن بخش هاست که بشر از توصیفش عجیب عاجز میشه !! ماشالله بس که رزیدنت داریم ، هر موجود علی الخصوص مذکری که از مقابل چشمان متحیر ما رد میشه روی پیشونیش (!!) اتیکت دستیار جراحی حک شده !! اول ترها که دیس ارینته بودیم این نازنین برادران رو با پرستارهای مرد اشتباه میگرفتیم ، بخصوص یکی رو بیشتر از همه ، شاید چون به عنوان رزیدنت برای خود من جالب بود کسی این همه کنار بیمارهاش باشه !! (ایکون ندید بدید !! )

اما از آن جا که میگن دل به دل لوله کشی داره ، جمع ما هم برای این دستیاران گل گلاب کلی جای صحبت داره ، اصلا ما رو که میبینند پای گریز پیدا میکنند ناخوداگاه !! اولین مورنینگ بخش وارد کلاس که شدیم آه از نهاد یکی از همین ها برخاست که " ای داد و وای ، باز هم این توده های فضا گیر آمدند !! " راستش هم گوش تا گوش استاژر جراحی خواب آلود نشسته بود و خیلی از رزیدنت ها روی هوا ، ما هم که با ادب ، کلا سوت میزدیم و سفت به صندلیها چسبیده ! آخرش هم یک " بی تربیت " توی دلمان نثار روح مبارکش کردیم تازه !!!

خلاصه حکایات ما کماکان ادامه دارد ! هر جا میرویم انقد دوستمان دارند هی میخوان یا بیشتر پیششان بمانیم یا زودتر کنارشان باشیم !! دعا بفرمایید ختم بخیر شود روزگار ما !



نظرات() 
اورولوژیست(پدر)
یکشنبه 25 دی 1390 01:19 ق.ظ
خب عشق از اینجاها پیداش می شه دیگه!
پاسخ آنا : ما که عشقی ندیدم تو این رشته ! :دی
دکتر نفیس
چهارشنبه 30 آذر 1390 10:48 ب.ظ
ای وای ! عجب حکایت معروف و جذابی !
جراحی اگه مثل ارتش نباشه همه چیزش از هم می پاشه ..این نظر پیشکسوتاشه
ای ان تی چی شد؟
توده فضاگیر ! عجب با نمک گفته (هر چند دوراز ادبه !)
تو بیا تهران.. بهت می گم :)
پاسخ آنا : :دی
واالا واسه ای ان تی رفتیم عین مرد دوباره افتادیم به پاچه خواری و غلط کردن ! ازمون امتحان گرفتن ولی فعلا نتیجه ها معلوم نیست ! :/
خداییش ما اول بهتمون گرفت بعد خودمون هم نیشمون باز شد ! به هر حال حرف حساب نداره جواب ، بخصوص اگه اونجا بودی و خودت میدیدی !
ای به چشم ما فردا تهرانیم ! :دی
سارا
چهارشنبه 30 آذر 1390 06:18 ب.ظ
سلام خوبید؟ چی شد ؟ دانشگاه چی گفت؟ ایمیل هم دادم جواب ندادی میم جان.
پاسخ آنا : سلام تو ایمیل بهت میگم
tecton
چهارشنبه 30 آذر 1390 12:19 ق.ظ
خیــــــــــــــــــلی
پاسخ آنا : دوتا طلبت !
هدی
سه شنبه 29 آذر 1390 11:55 ب.ظ
قربون این طنازی نوشته هات بشم
پس جراحی شما هم بسی دردسرسازه...
از طرف من هم یک "بی تربیت" بهشون پرت کن
پاسخ آنا : بسی بسیار ! خواب آرزوییست بس بزرگ در این بخش !
اتفاقا کاملا یاد تو افتادم ! همون لحظه بجای تو هم نثارش کردم :*
هدی
سه شنبه 29 آذر 1390 11:49 ب.ظ
سعی کن مث من مجرم نشی دخترم
پیشاپیش آماده ارسال تجربه های دیرین به فرزندمان می باشیم!!!
پاسخ آنا : والا ما که یه طرف قضیه ایم !! ولی تمام سعیمو میکنم :*
سه شنبه 29 آذر 1390 01:09 ب.ظ
خب استیجر عزیز! باید مثل اینترن و رزیدنت جراحی باشی و همچنان اسب به مدت 36 ساعت سرپا بوده باشی(شیفت اسبها چند ساعته س؟!) تا ارزش چند دقیقه استراحت روی صندلیهای مورنینگ را درک کنی! :)
پاسخ آنا : اتفاقا این روزها که دچار کمبود خواب وحشتناک شدیم جراحی ها رو بدجور درک میکنیم :)
سارا
دوشنبه 28 آذر 1390 11:06 ب.ظ
پس خیره انشالله.. به امید قبولیشون
پاسخ آنا : ممنون ایشالله :*
tecton
دوشنبه 28 آذر 1390 10:34 ب.ظ

توده ی فضاگیر
پاسخ آنا : خوش گذشت بهت نه ؟ :دی
سارا
دوشنبه 28 آذر 1390 10:17 ب.ظ
میم جان خواهری آذر ماه انتخاب رشته ی مجدد رو انجام داد؟!!
پاسخ آنا : آره عزیزم
ربولی حسن کور
دوشنبه 28 آذر 1390 05:19 ب.ظ
سلام
توده های فضاگیر؟!
بده میخوان ÷ایه تون قوی بشه؟!
پاسخ آنا : سلام :)
الان توده ی فضاگر بودن ربط به پایه داره ؟؟؟
سارا
دوشنبه 28 آذر 1390 02:58 ب.ظ
جواب میل رو دادم و یک سری سوال هم ازتون پرسیدم..
پاسخ آنا : ممنون عزیزم به ایمیلت باز هم سر بزن
MJ
دوشنبه 28 آذر 1390 02:41 ق.ظ
یه جمله ی معروف تو پادگانای آموزشی هست که من یگه " تجدید دوره دروغه " اینو تو تو بیمارستانا هم باید بنویسم
ایشالله همه ی بخشاتون همچین پربار باشه !
پاسخ آنا : اونجا هم تجدیدی دارین؟؟ :دی
کدوم چین مهندس؟؟؟ الان پربار چی چیه س؟؟
سارا
دوشنبه 28 آذر 1390 02:00 ق.ظ
میم جان خصوصی دانشگاه و رشته رو گفتم..
پاسخ آنا : :) :**
سارا
دوشنبه 28 آذر 1390 01:42 ق.ظ
به به چه خوب. میم جان منظورت چی بود که تا یه جایی اوکی شد ولی بعد..؟!!!!! قبول شدن دیگه؟؟ بین الملل تهران؟؟ آره عزیزم من قبول شدم. شهریه رو هم واریز کردم.. البته نتیجه نهایی رو سنجش اواسط بهمن ماه اعلام میکنه.. ولی میشه گفت وقتی از دانشگاه تماس میگیرن و اعلام میکنن که مصاحبه قبول شدی دیگه احتمال قبولیت 99% هست. خواهری شما رفت مصاحبه؟!! مناطلاعات خوبی دارم راجع به همین موضوع اگه سوالی هست خوشحال میشم کمک کنم
پاسخ آنا : برات ایمیل میدم عزیزم
تبریک بابت قبولیت
چه رشته ای ؟؟
MJ
دوشنبه 28 آذر 1390 01:40 ق.ظ
ایول دکتر بالاخره تند تند آپ کردنتونو دیدیم !
فعلا اول تا برم پستتو بخونم
پاسخ آنا : اختیار دارین حالا کجاشو دیدین :دی
شوما همیشه اولین :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.