تبلیغات
آنای طبیب - داغ داغ

زخمهایت را پنهان کن.. آدمها عجیب با نمک شده اند !!!


Admin Logo
themebox Logo




تاریخ:چهارشنبه 4 آبان 1390-02:35 ق.ظ

نویسنده :آنا

داغ داغ

پیرو نیشخندهای شما عزیزان دل به ما و نگاه کجکی ما به خدا و سوزیدن دل خداوندگار بر ما ، همین دیروز که دوباره با استاد نازنین کلاس داشتیم طی یک عمل انتحاری قبل از جلوس استاد حضور به هم رساندیم و منشی نازنین تر از نازنین استاد هم ما رو به یک چای داغ داغ داغ منتهی قند پهلو دعوت کرد ما هم از ترس تکرار واقعه و جلوس دلبرک استاد ، داغ داغ هورت کشیدیم تا مری جانمان سردی اونروز از دل و جگرش زداییده گردد ، باشد که کلی دل شما را هم آب کرده باشم به حمد الهی !! خبرمان یکم سرد بود از دیروز تا امروز ، عوضش به جار زدنش کلی می ارزید ، حالا هی شما بر ما بخندید ، عوضش ما الان بر شما نیشخند میزنیَم !! :دی

نظرات() 
Can you increase your height by stretching?
شنبه 11 شهریور 1396 02:30 ب.ظ
I blog quite often and I really thank you for your content.
This great article has truly peaked my interest.
I'm going to bookmark your site and keep checking for new
information about once per week. I opted in for your Feed too.
BHW
پنجشنبه 31 فروردین 1396 09:30 ب.ظ
Good day! This is my first visit to your blog! We are a team of volunteers
and starting a new initiative in a community in the same niche.
Your blog provided us valuable information to work on. You have done a wonderful job!
إمادیوف
جمعه 13 آبان 1390 02:16 ب.ظ
چه استاد باحالی
پاسخ آنا : خویلی !!!
tecton
پنجشنبه 12 آبان 1390 12:41 ق.ظ
نه دلت آب نمی شه فقط چای می خوای:))
پاسخ آنا : :دی
ماما مهربون
چهارشنبه 11 آبان 1390 11:59 ب.ظ
من که چای دوس ندارم
پاسخ آنا : عزیزم نسکافه میل داری یا کاپوچینو ؟!
hale
سه شنبه 10 آبان 1390 11:55 ب.ظ
shayad!
پاسخ آنا : :دی
hale
دوشنبه 9 آبان 1390 12:11 ب.ظ
midunestam enqad talebi 1chayi mehmunet mikardam doki joon!
پاسخ آنا : میدونی مهندس جان ؟ چای در محضر استاد یه چیز دیگه س ! البته داغش ها ! :دی
پزشک بارونی
یکشنبه 8 آبان 1390 11:33 ب.ظ
سلام
خوشا به حالتان ان شا الله دفعه بعد همه آرزو مندان را به یاد بیاورید
پاسخ آنا : سلام :)
الهــــــــــــی آمین !!! :دی
ربولی حسن كور
یکشنبه 8 آبان 1390 03:52 ب.ظ
سلام
ببینم تا آخر دوران دانشجوئی میتونین یه چای درست و حسابی اونجا بخوری یا نه؟!
پاسخ آنا : خوردم دیگه :دی
tecton
یکشنبه 8 آبان 1390 01:06 ق.ظ
بذار من یه چیز بگم بهت...کلا کلاسای ما که طولانیه مثلا اونی که طولانی تره رو بگم از 8 صبح تا 8 شبه! (البته بی وقفه نیست ا! بیرون می ریم و میایم... فقط استاد هم نمی حرفه) وسطش کلی کار می کنیم و اینا ... سر کلاس با یه جعبه شیرینی و چای عصرانه هستیم که... همیشه هر کی هر موقع خواست می میلهیا یه کلاس دیگمون اگه گوشی کسی بزنگه و خطاهای دیگه می پره بیرون تغذیه بچه ها رو تامین می کنه... اساتید ما به خوراک خوب اهمیت می دن
پاسخ آنا : اینا همش توطئه س ! فک کردی دلم آب میشه !! :پی
سحر
شنبه 7 آبان 1390 10:18 ب.ظ
الان به سوختن قسمت فوقانی جی آی تركتت میخندیم
پاسخ آنا : ولی من که نسوختم ! اون بار انقد یخ کردم که اینبار تمام گرماش صرف باز کردن اپر جی آی مان شد مماخت بسوزه !! :دی
ریفلاکس
شنبه 7 آبان 1390 02:29 ب.ظ
جدیدا تو کلاسا چای میدن؟
آآآآآه. چقدر راحت شده تحصیل در رشته ی پزشکی! ;)
پاسخ آنا : نچ نچ نچ ! فقط گاهی که تعداد قلیل و منشی عزیز و دانشجوها نازنین باشن !! :دی
مجید انصاری
شنبه 7 آبان 1390 09:32 ق.ظ
الهی دلت نسوزه رفیق
مری جان خیالی نیست
یاعلی
پاسخ آنا : الان روی صحبتتون با مری تان بود ؟؟ :دی
یک دانشجوی ÷زشکی
جمعه 6 آبان 1390 10:48 ب.ظ
گفتیم بترکی دل ما را می سوزانی
پاسخ آنا : آخی ! چقد حال وده ! :دی
دکتر نفیس
جمعه 6 آبان 1390 09:50 ب.ظ
ریسک فاکتور کنسر مری : جلوس دلبرک استاد !
پاسخ آنا : احسنتم فرزندم ! :دی
فیزیوپات
جمعه 6 آبان 1390 08:53 ب.ظ
بابا آفرین به این حرکت انتحاری
آدرس شکلک ها:http://sina-sheklak.blogfa.com/post-27.aspx
پاسخ آنا : موتوچکریم !
hamid ahmadi
جمعه 6 آبان 1390 04:57 ب.ظ
دستتون درد نکنه
پاسخ آنا : قربان شوما ! :دی
شنگین كلك
جمعه 6 آبان 1390 06:03 ق.ظ
درود
البته ما كه به شما نخندیدیم اما
حاضریم موجبات خندیدن شما را
فراهم نماییم . همیشه شادباشید
پاسخ آنا : اختیار دارید ما نیشمان رو همیشه میبندیم وقتی شما رو میبینیم ! اصا ما جسارت نمیکنیم به شما ! :)
MJ
پنجشنبه 5 آبان 1390 06:44 ب.ظ
آخی! خب میومدی میگفتی چایی که خوردی مری جانت سوخت یخورده دیگه هم بچه های پررو میخندیدن!
نووووووووووووووووووش! گوارای وجود!
پاسخ آنا : اصا هم نسوختیم کلی جگرمان حال امد تازشم ! :دی قربانت :)
دکتر ژیلا
پنجشنبه 5 آبان 1390 01:08 ق.ظ
پاسخ آنا : :دی
×بانو!
چهارشنبه 4 آبان 1390 04:16 ب.ظ
ای خبیث
پاسخ آنا : فقط تو منو میشناسی فرشته جان :دی
چرا نظراتو بستی دختر ؟ :(
پریا
چهارشنبه 4 آبان 1390 02:20 ب.ظ
مجلس بی ریاست کلا تایید و خصوصی رو برداشتی
پاسخ آنا : بی ریایی مجلس یه طرف تنبلی ما اون طرف ! :دی
پریا
چهارشنبه 4 آبان 1390 02:19 ب.ظ
اون قبلی خصوصی بود
پاسخ آنا : خصوصیش کردم :)
پریا
چهارشنبه 4 آبان 1390 02:16 ب.ظ
ببین دانشجوی پزشکی رو به چه فلاکتی می کشن که در حسرت یه چای داغه!ای روزگار
پاسخ آنا : ای امان !!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر