تبلیغات
آنای طبیب - زمینج

زخمهایت را پنهان کن.. آدمها عجیب با نمک شده اند !!!


Admin Logo
themebox Logo




تاریخ:چهارشنبه 26 مرداد 1390-12:01 ق.ظ

نویسنده :آنا

زمینج

"جای خالی سلو.چ" را تمام کرده ام که شوت میشوم توی فیلد بهداشت ، درون یکی از خانه بهداشت های یک روستای کنار جاده !! اوضاع کاملا بسامان است ، صبح ها دیر میرویم ، زودی برمیگردیم ، پزشک و ماما هم بدلیل کمبود راننده و ماشین دوتا در میان راهشان سمت مان کج میشود !! اما من دست خودم نیست ! هنوز درگیرم با شخصیت های داستان ، هنوز فکر میکنم اینجا زمینج است ، پرت و دور افتاده ، منتظرم زنی شبیه "مرگان" سر برسد ، پا پتی ، " عباس" ش را نشانمان بدهد که تازه از چاه بالا کشیده شده با کله ی سفید و استخوان پوک شده !!! و تمام مردم ابادی دغدغه شان شده باشد تقسیم "خدا زمین" !! اما اینجا بیشتر از اینها که فکرش را میکردم تفاوت دارد ، شکر خدا !! بجای عباس ، بهورز نازنینمان از حرفه اش گله میکند و گاهی از شیرین زبانی های پسرش تعریف!! بجای مرگان هم مگر گاهکی مثل امروز خانم بارداری پیدایش میشود با فقر اهن که چون گفته اند داروهای محلی بهتر اثر دارد قرص آهنش را قطع کرده و من هی دارم باهاش یکی بدو میکنم بخورد و او هم.. !!!

میدانم ! جنبه ی رمان خواندنم بینهایت است !!!!

پ.ن ) " من در مملکتی زندگی میکنم که دویدن حق کسانیست که نمیرسند و رسیدن حق کسانی که نمی دوند " !!

عذر خواهی نوشت ) حوصله ام این روزها آب رفته ، عوضش نوشته هایم آبکی ! عذر تقصیر بابت این آبکی گویی ها ! بیشتهر جهت گرد و خاک گیری نوشتم !!! 

پیش بینی نوشت ) پیش بینی میشود برویم توی لاک خودمان تا مدتی ، اگر نشد سر بزنیم به بزرگیتان حلال کنید !

شاد باشید



نظرات()